close
تبلیغات در اینترنت
شعر طنز دانشجو
loading...

دانلودستان اورژانس

طنز  دانشجویی   اهل سنگانم(خواف)رشته ام علافی‌ستجیب‌هایم خالی ستپدری دارمحسرتش یک شب خواب!دوستانی همه از دم نابابو خدایی که مرا کرده جواب.اهل دانشگاهمقبله‌ام استاد استجانمازم نمره!خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریستمن نمی‌دانم که چرا می‌گویندمرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کاروچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!((چشم ها را باید شستجور دیگر باید دید))باید از آدم دانا ترسید!باید از قیمت دانش نالید!وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدممن به گور پدر علم و هنر خندیدم!کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!کار…

طریقه دانلود از سایت

دانلود از سایت به این صورت که بر روی لینک کلیک راست کرده و گزینه  save traget as  کلیک می کنید ... 

در بعضی لینک ها فقط بر روی لینک کلیک کرده ...

آ ر یــــا بازدید : 2284 چهارشنبه 7 ارديبهشت 1390 زمان : 12:20 نظرات ()
طنز  دانشجویی  

شعر طنز  دانشجویی

اهل سنگانم(خواف)
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
((
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید))
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم
(
شاعر: محسن مهرگان سنگانی
شعر بعدی در ادامه مطلب


اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقی
اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است
گاه گاهی می نویسم تکلیف
می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست
که در آن زندانیست
دلتان زنده شود
چه خیالی چه خیالی می دانم
گپ زدن بیهوده است
خوب می دانم دانشم بیهوده است
اوستاد از من پرسید
چقدر نمره زمن می خواهی
من از او پرسیدم
دل خوش سیری چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها می گیرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خواب است
خوب یادم هست
مدرسه باغ آزادی بود
درس بی کرنش می خواندیم
نمره بی خواهش می آوردیم
تا معلم پارازیت می انداخت
همه غش می کردیم
کلاس چقدر زیبا بود
و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل یک بازی بود
کم کمک دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محیط خشن آموزش
و به دانشکده علم سرایت کردم
رفتم از پله کامپیوتر بالا
چیزها دیدم در دانشگاه
من گدایی دیدم در آخر ترم
در به در می گشت
یک نمره قبولی می خواست
من کسی را دیدم
از دیدن یک نمره ده
دم دانشگاه پشتک می زد
من نمی خندم اگر دوست من می افتد
من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بکنند
و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد
من در این دانشگاه
در سراشیب کسالت هستم
خوب می دانم استاد
کی کوئیز می گیرد
برگه حذف کجاست
سایت و رایانه آن مال من است
تریا، نقلیه و دانشکده از آن من است
ما بدانیم اگر سلف نباشد
همگی می میریم
و اگر حذف نباشد
همگی مشروطیم
نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نبود
کار ما نیست شناسایی مسئول غذا
کار ما نیست شناسایی بی نظمی ها
کار ما شاید اینست که در مرکز پانچ
پی اصلاح خطاها برویم

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
درباره ما
"و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا":هر کس نفسی را حیات بخشد(از مرگ نجات دهد)مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده است."قران کریم سوره مائده آیه 32"
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    از محتوی سایت چقدر راضی هستید ؟



    آمار سایت
  • کل مطالب : 177
  • کل نظرات : 3
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 208
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 32
  • بازدید امروز : 23
  • باردید دیروز : 69
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 92
  • بازدید ماه : 792
  • بازدید سال : 13,213
  • بازدید کلی : 444,631
  • کدهای اختصاصی
    SonicRun.com